تبليغاتX
تنها
خودکشی من
افسوس واسه تو ای دل ساده
که هر کسی واست عقده ای فرستاده
هر کی که اومد جلوت گفت دلسوز تواِ
حالا می بینی باعث غم امروز تواِ
تو می خواستی زیر پرچم هیچ کس نری
به هر سیاست پستی تو نیشخند زدی
نگاها رو صدای تو شدن بیشتر شدید
ولی جوری که هستی تو رو هیچ کس ندید
تیغ و بکش، فکر نکنم خونت از رگ بیاد
وقتی حتی مادرتم ازت مدرک می خواد
دیگه خوشی ها رو تو زندگی تصور کن
فقط یادت می دن که به خدا توکل کن
مردم می خوان باری که رو دوش هست بردارن
پس تو رو طرد می کنن، خُب حقّم دارن
تو یه جوون احمقی و عشق رپ داری
به بالاسریاتم خیلی رشوه کم داری
تو زندگی عادّی رو دوست نداشتی
هر ثانیت شب بوده، روز نداشتی
ولی توی هنرت، موند بازم دوومت
توی مملکتی که نمایشِ سازم حرومه
آره کسی واسه تو قدمی ورنمی داره
ولی کسی توی مشکلاتت کم نمی ذاره
باید جای این که درد اون که هست بی تو حس کنی
بشینی و دونه های تسبیحتو بشمری

افسوس واسه تو ای دل ساده
که حتی تک تکه خنده هاتم گله داره
افسوس واسه تو ای دل ساده
که چشمای تو هر لحظه ای گریه داره
افسوس واسه تو ای دل ساده
که هر کسی واست عقده ای فرستاده
افسوس واسه تو ای دل ساده
که تو هفت تا آسمون نداری یه ستاره

افسوس واسه تو ای دل ساده
که حتی تک تکه خنده هاتم گله داره
من خوب می فهمم از غم ظاهرت
که حتی شک داری به مریمِ باکره
داری پیش خودت می گی که این بیراه نمی گه
حتی تصویر زندگیتم سیاه سفیدِ
تو می خواستی که عمرتُ هرز پس ندی
ولی فقط ورقای تقویمُ خط زدی
وقتی دیگه بیدار شدی تو خوابت سخته
حتی گریه کردنتم یادت رفته
مثلِ هفتاد میلیون احمقِ دیگه
حتی شعارای قشنگتم خامِت کرده
تو اَم یه جوونی، پیرتر از ننه بابات
که پره عقده شده دیگه از سرت تا پات
این پنج تا انگشتِ واسه مشتِ گره کن
حتی نمی تونی راحت باشی پشت تلفن
این که شهرم تو ظلمتِ عیب از منه؟
لابد اینم سنّتِ پیغمبره
چیه؟ غیر قابلِ هضمِ حرفام یکم؟
منتظری حقیقتُ توی اخبار بگن؟
ببین جوونایی که جای تیغ رو دستشون
اونایی که لبخندی نیست تو حرفشون
این دلِ من بود فهمیدی حرفاشو؟
بیخیال دونه های تسبیحت چند تا شد؟

افسوس واسه تو ای دل ساده
که حتی تک تکه خنده هاتم گله داره
افسوس واسه تو ای دل ساده
که چشمای تو هر لحظه ای گریه داره
افسوس واسه تو ای دل ساده
که هر کسی واست عقده ای فرستاده
افسوس واسه تو ای دل ساده
که تو هفت تا آسمون نداری یه ستاره

افسوس
افسوس
افسوس
افسوس
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 19:36 توسط محد |
پروانه من در تاری اسیر است که عنکبوتش سیر است نه یاری پرواز دارد و نه می تواند بمیرد

 

+ نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 17:17 توسط محد |
تو دیگه مال من نیستی
منو دل دیوونه , اینو خوب میدونیم
تو دیگه مال من نیستی
دلتنگی شبونه , این همه بهونه
تو دیگه مال من نیستی

میبینی دختر این تو بودی که رفتی
ببین دختر این بادی که به سختی
وزیدی به وقتی , که نبوده وقتی
حالا رفتی و نیست ازت سراغی
همه چی فنا شده و نمونده باقی
همه موندنیامون موند سر دوراهی
خودت گواهی , که نیست گناهی
که رسید به اینجا , آره به جدایی


همیشه باشه یادت , فرق من و تو
جوونی بودم من هشتم گروی نه
من گروی دنیام , دنیاام گروی توست
ندای شبم من , تویی صدای صبح
که نیستش عاقبت و نیست واسه تو
بدیامو گفتم , گوش ندادی تو
بی انتقام گفتم , که با من نزن حرف
بی اعتنا به اونا , تو به من دادی خط


وقتی قناری عشق , دیگه واسم نمیخونه
تو دیگه مال من نیستی
وقتی گل تو باغچه , نمیزنه جوونه
تو دیگه مال من نیستی

از روزی که به سادگی , دل منو شکستی
روزی که تو رفتی و با غریبه ها نشستی

تو دیگه مال من نیستی , تو این دیار بی کسی
تو دیگه مال من نیستی , بیای به دادم برسی

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 20:58 توسط محد |
خداحافظی
 هيچ کس اشکي براي ما نريخت هر که با ما بود از ما مي گريخت چند روزي هست حالم ديدنيست حال من از اين و آن پرسيدنيست گاه بر روي زمين زل مي زنم گاه بر حافظ تفاءل مي زنم حافظ ديوانه فالم را گرفت يک غزل آمد که حالم را گرفت: ما زياران چشم ياري داشتيم خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم

دارام میام

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 15:39 توسط محد |
نظرتون در مورد این کارم را بنویسید

باز هم خودمم به یکی سپردم که اگر اخر تونستم خودما بکشم برگه ترحیمم را براتون بزاره

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 3:38 توسط محد |
 

واقعآ خوش تیپم

+ نوشته شده در جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 13:20 توسط محد |

واقعآ اگر  خدایی نکرده چنین عشقی براتون بوجود بیاد چیکار می کنید؟

 

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 10:30 توسط محد |
عشق اون
جریان من مثل عکس زیر بود

رفت

اون طوی بغل من بود اما قلب و فکرش جای دیگه

اون دوتا رفتن باهم اما من خورد شدم

 

اما خودتون خوب می بینید که هنوزم عشق اون طوی وجودم

 

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 0:35 توسط محد |
خوابشا دیدم
الان ساعت ۵ صبحه

نمی دونم چه خبری طوی راهه که من امشب همش خوابشا می بینم خدا خودت بخیر بگزرون دیگه نمی تونم

خواب دیدم اومدند خونمون

وای چقدر خوشگل شده بود دلم بازم رفت مثل یک اهوی ناز بود

دلم بازم گرفت می خوام گریه کنم

اما نه خودما نگه می دارم

کاش بر می گشت تا بهش می گفتم

بهش می گفتم چقدر دوسش دارم

کاش بر می گشت تا تمام هستی و زندگی ما می ریختم بپاش

شیطونه هی بهم  می گه برو اون پسر را بکش کی به کیه

اما نه  خودش باید بر گردد

من خواب امشبا به فال نیک می گرم

شمام برام دعا کنید

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 5:9 توسط محد |
خیلی

دوباره نمی خوام چشای خیسم را کسی ببینه

یک عمریه حال و روزه من اینه

کسی به پای گریه هام نمی شینه

 

 


 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 3:20 توسط محد |
شنیدید که می گند می خوای با سر توی دیوار بزنم

من امروز با سر  زدم توی شیشه در اطاقم نمی دونم چرا اما همین قدر می دونم که از فشار زیاد بوده

دلم از جماعت و بی وفایشون گرفته می خوام سر به کوه و بیابون بزارم فعلآ دارم دنبال یک اسلحه گرم برای حفاظت از خودم می گردم اگر پیدا کنم دیگه حتی یک دقیقم منتظر نمی مونم سر به کوه و جنگل که نداریم به بیابون  می زارم

این قدر حال میده خودتی وخودت کسی صدا نمی کند تنهای تنهایی به گذشته فکر می کنی به اینده میری توی تخیلات با خوی وحشی طبیعت می جنگی از همه بهتر کسی را نداری که بهت بی وفایی کند

پول ندارم مگر نه ماشین می خریدم می رفتم ایران گردی اونم حال میده قربت و قریبی

سرم درد می کند

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 3:33 توسط محد |
حتی زحمت باز کردن چشمانی که میپرستیدم به خود نداد ، تا اشک خونینی که به خاک افتاد را ببیند ، اشک افتاد و جان سپرد عاشق و او سرمست از بازیی که تمام کرده بود و نماند و نماند و نماند و نماند و نماند و دروغ میگفت که میماند ، بی رحمانه با دروغ ، حتی حرمتی برای ثانیه هامان نگذاشت.بازم خودمم
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 20:34 توسط محد |
امروز می خوام چند تا عکس از خود کشیام بزارم

حال کنید دل از جهان بریده را

خودممخودممخودمم

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 4:53 توسط محد |
معشوقم منا با عشقم تنها گذاشت و رفت

معشوقم با من خداحافظی کرد و رفت

معشوقم منا عاشق کرد و رفت

عشقنامه من خنده داره چون خودم معشوقما دو دستی تحویل دوشتم اون هم دو دستی بهش چسبید بعد هم زدم طو سره خودم که چرا این کار را کردم  حالام نشستم پشت سرشون بد می گم می دونم

اما خودمونیم نه دختر ادم بود نه پسر

من یک عشق ساده داشتم بدون هوا و هوس که این دوره زمونه خریدار نداره اشکالم نداره یک روزی اون فرشته رویاهام خودش منا پیدا می کند

خسته شدم از گدایی کردن التماس کردن خودمم

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 23:0 توسط محد |
اسیر غم بودم تو قلب سردت تو

بیا بشین پیشم بگیرم دستاتو

نگو چرا سردم نمی خوام اشکاتو

تبر زدی من هم سوزوندم عکساتو




قسم به شبهامون تنهات نمی زارم

چرا تو بد کردی به این دل زارم

بیا شمعی شو تو این شب تارم

این قلب تنها را نکن تو زندونی

خیلی دلم تنهاست فقط تو می دونی


چرا تو بد کردی به این دل زارم

بیا شمعی باش تو این شب تارم

تنهایی مردم خدا کمکم کن یارم منا پیدا کند

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 3:39 توسط محد |


 

خوشا آنکس که یارش در کنار است 

 

درختان وجودش پر زباراست

 

 


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 23:37 توسط محد |
نزار باور کنم که تنهای تنهام

نمی خوام با کسی غیر از تو باشم

 

+ نوشته شده در جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 13:7 توسط محد |

منا تنها گذاشتی و رفتی

تو چرا بی وفایی کردی وفادارتا تنها گذاشتی و رفتی

عشق من از هوس بازی نبود

دل من واسه بازی نبود

نمی گم فقط تو را داشتم ولی فقط تو را دوست داشتم

اره واست کم گذاشتم چون چیزی واسه دادن نداشتم

من فقط طوی دنیا تو را داشتم

تمام حرفام از روی صداقت بود جعفر تو بی لیاغت بود

اما هرکی بود تا الان به فکر تو بود

اومدنت رویا رفتند کاووس

ای کاش تموم اینا خواب بود

لبات مزه عسل می داد

موقع رفتند هوا بوی نم می داد

هنوزم یادگاریم طوی دستت

همون واسه یاد اوریت بستت

الان دل تو کجاست

دل من در پی یک رویاست

رویای برگشت تو

دلم می خواد برم بیرون داد بزنم بگم ای خدا چکار کردی با عشما که معشوقم طی سه روز برد منا زیاد

دلم می خواد داد بزنم سرما تو دیوار بزنم به دامنت چنگ بزنم بگم برگرد

دلم می خواد جلوت خودما دار بزنم طوی چشات زل بزنم ببینم می ریزی اشک واسم

دلم می خواد چهارشنبه اخر سال مثل قدیم لب روی لبهات بزارم بهت بگم دوست دارم

روی دست من جای جودکشیه روی دست الان چیه؟

یادم یک روزی j بود

نگاه تو در پی کی بود(ab)

کی بوم چی بودم چی شدم

کی بودی چی بودی چی شدی

اون پست رزل کی بود چی بود چی شد

نه تقصیر اون نبود یار من بی وفا بود تقصیر اون چی بود

هنوزم دوست دارم دیوونه وار برگرد منا تنها نزار

شاعر محمد ۰۹۱۳۳۳۵۳۴۹۸

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 0:26 توسط محد |

قالب وبلاگ

Free Template Blog

Template Blog

THEME BLOG